نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعيت من در ياهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزيک و ساير امکانات





salam

رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز
عکس روی تو در این آینه پیداست هنوز

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز

در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز
در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز

گر چه امروز من آیینه ی فردای منست
دل دیوانه در اندیشه ی فرداست هنوز

عشق آمد به دل و شور قیامت برخاست
زندگی طی شد و این معرکه برپاست هنوز

لب فرو بسته ام از شرم و زبان نگهم
پیش چشمان سخنگوی تو گویاست هنوز

 
 


[+] نوشته شده توسط بهار در 12:48 | |







زیباترین صدای ماندگار

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط بهار در 7:56 | |







اولین سالگرد ازدواج

شبیه باد پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ واین یعنی در این اندوه می میرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی گیرد و برف نا امیدی برسرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق از دلبستگیهایم چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم همیشه باتوبودن های من دیری نمی پاید و بعد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید.

 


[+] نوشته شده توسط بهار در 12:31 | |







دلتنگ

 

 

 

دلتنگم دلتنگ روزهایی که دلتنگ نبودم.

دلتنگ خودم هستم.

دلتنگه خنده های کسی هستم که خنده های مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که قلب مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که تمام هستیم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که غرورم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که در نبودش توی تاریکی جان دادم.

چرا باید دلم برای کسی تنگ بشه که گریه های مرا نادیده گرفت؟

چرا باید دلتنگ کسی باشم که در آغوش کسه دیگه ای است؟

چرا باید دلتنگ باشم وقتی دلتنگ من نیست؟

 

 

قطار می رود ... تو می روی .... تمام ایستگاه می رود .....

 

و من چقدر ساده ام که سالهای سال ، در انتظار تو

 

کنار این قطار رفته ایستاده ام

 

و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!!

 

 


[+] نوشته شده توسط بهار در 18:27 | |







 

 

 

ببار باران

که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم

ببار باران

 

کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار باران

بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

ببار باران

که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

ببار باران

درخت و برگ خوابیدن

اقاقی....یاس وحشی....

کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران

جماعت عشق را کشتن

کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن

ولی باران ، تو با من بی وفایی

توهم تا خانه ی همسایه می باری

و تا من

میشوی یک ابر تو خالی

ببار باران

ببار باران.......که تنهایم


[+] نوشته شده توسط بهار در 10:10 | |







 

دلم تنگه مثل ابرای تیره

تویه حسی مث زندون اسیره

تـــو از احساس من چیزی نمیدونی

که داری بی خودی من و می رنجونی

یه امشب جای من باش جای اونی که چشماش به در خشک شد ولی عشقش نیومد

یه امشب همسفر باش مث من در به در باش جای اون که ب دنیا پشت پا زد


[+] نوشته شده توسط بهار در 13:0 | |







 

 


گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی اگه بیدار


این جدایی تا ابد نیست برو به امید دیدار

اگه یه روزی دل تو ، تنگ گریه های من شد

وعده ما کنج حسرت ، زیر سایه سپیدار ...

 
 


[+] نوشته شده توسط بهار در 9:35 | |







 

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد

 عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

 غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...

 

 


 

یار از دل من خبر نــــدارد     یا آهی دلم اثر نـــــــدارد
یا موسم صبرمن خزان شد     یا نخل امید بر نــــــدارد 
یا چشم تو با دلم رفیق است     یا شیر سیه خطـر ندارد
یا تیر تو بگذرد نهــــــــانی     یا سینه دل ســـــپر ندارد
بی عشق جهان هنــر ندارد    یا دل هنر دیگر نــــــدارد

[+] نوشته شده توسط بهار در 17:48 | |







غم

 

 

 


[+] نوشته شده توسط بهار در 8:18 | |







چشمای بارونی

 

 

گفتم : خدایا دلگیرم ! گفت : حتی از من ؟

گفتم : خدایا دلم را ربودند ! گفت : پیش از من ؟

گفتم : خدایا چقدر دوری ! گفت : تو یا من ؟

گفتم : خدایا تنهاترینم ! گفت : پس من ؟

گفتم : خدایا کمک خواستم ! گفت : از غیر من ؟

گفتم : خدایا دوستت دارم ! گفت : بیش از من ... ؟


[+] نوشته شده توسط بهار در 8:53 | |



کپي برداري بدون ذکر منبع غير مجاز مي باشد

طراح قالب : ميهن تم